شهید علی مطهری

شهید علی مطهری
تاریخ تولد: 1349/05/25
تاریخ شهادت: 1366/01/19
محل شهادت: شلمچه

 نوع ایثار: شهید 
 نام: علینام خانوادگی: مطهری
 نام پدر: محمدرضانام مادر: –
 تاریخ تولد:۱۳۴۹/۰۵/۲۵تاریخ شهادت: ۱۳۶۶/۰۱/۱۹
 وضعیت تاهل: مجرددین و مذهب: اسلام-شیعه
 نحوه شهادت: –عملیات: کربلای۸
 محل شهادت:شلمچهمحل تولد: فارس-داراب
 محل دفن: بخش مرکزیمسئولیت در جبهه:-
 تحصیلات: سیکل – راهنماییرده اعزام کننده: بسیجی

وصیتنامه شهید والامقام علی مطهری

بسم الله الرحمن الرحیم

 

«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»[۱]

«و کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده مپندارید، بلکه آنان زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند.»

وصیت نامه بنده حقیر خدا علی مطهری

سپاس و ستایش مخصوص خدای عزوجل، که تمامی قدرتها دست اوست و تمام آفریده ها اعم از انسان که اشرف مخلوقات باشد و نسبت به سایر آفریده ها به جهت دارا بودن نیروی عقلانی و قوه تفکر برتری دارد و دیگر پدیده ها از قبیل آسمان، زمین، گیاه و نبات و… همه و همه در دست و قبضه آن معبود یکتا می باشد و در هر لحظه و هر آنی که او دستور بدهد، قابل اجرا است. در این میان شکی نیست که همه پدیده های غیر عقلانی، یعنی همان هدایت شده ها بوسیله تشریع، در مقابل خالق خاضع و خاشع هستند. اما در این بین انسان تنها موجودی است که بعضی ها در بعضی مواقع از این دستور سر پیچی می کنند! اما آیا این سر پیچی شان چه سودی دارد؟! به خدا سوگند که این قشر از مردم در گمراهی ناشی از بی خردی فرورفته اند و گویا به قول قرآن:«صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ»[۲] بر دلها و بر قلبهایشان مهر زده شده است و این گروه دارای عقل نیستند و این تفکر که این سری[گونه] انسانها در این دنیای سر تا سر مادی، دارای جاه و جلال و مقامند. آیا فکر می کنند که در قیامت نیز همین طورند؟ اگر بگوییم این گروه ها رستگارانند، با عدل خداوندی منافات دارد و می دانیم که خداوند عادل است. پس دیگر آنجا نوبت افراد شب زنده دار و زحمتکش است و این کافران از خدا بی خبر باید از درخت زقؤم تناول کنند و آبشان که وا مصیبتا!

پس ای مردم؛ بیایید حق را یاری کنیم و پیرو حق باشیم تا در روز محشر و در آن روزی که انسانها از یکدیگر فرار می کنند و هر کس در گرو عمل خویش است، ضرر نکنیم و خدای ناکرده سرافکنده و شرمگین نباشیم. و وقتی که؛ «یوم تبسلی السرائر»[۳] است و تمام اعمال و نیات ما، اعم از خیر و شر در معرض دید عموم قرار می گیرد، نامه عملمان خدای ناکرده از پشت سر به ما ندهند و در جلو بندگان مقرب و انبیاء و اوصیا الله، شرمنده و سر به زیر نباشیم.

باید به قول رسول گرامی(ص) اعمالمان را قبل از سنجش محاسبه کنیم:«حاسبوا قبل ان تحاسبو»[۴] و باید در این راه مبارزه کرد. مبارزه ای عمیق با شیاطین درون و برون و با کفر و الحاد باید جنگید. و در این راه خدای ناکرده خسته نشویم و باید خستگی ناپذیر بود. و باید با خودمان زیاد کار کنیم و در شبها همچون علی(ع) در برابر خداوند خاضع و خاشع باشیم و در روز زاهدی گوشه گیر نباشیم، بلکه در میدان رزم، بزم کنیم.

بله، جامعه ای پر جوش و خروش داریم. هر کدام از خانواده ها در گوشه و کنار داغدارند و بر لبان مبارک شهدا هنوز فریاد«هیهات من الذله» بلند است. پس در چنین جامعه ای چگونه خود را در برابر مردمان ستم زده و ستمدیده مسئول ندانیم؟ و در عالم رؤیا باشیم و دست از پا خطا نکنیم. در صورتی که اسلام در معرض خطر است و ظالمان با حقایق قرآن، جور[دشمن] در می آیند و در این راه مبارزه می کنند. بنابراین برای حفظ قرآن و عترت و اسلام باید خون داد.

همین خونها بوده که تا حال باعث ثبات اسلام شده و در طول تاریخ اسلام همواره، مردانی شجاع از حریم اسلام دفاع کرده اند و در این راه به فیض عظمای شهادت نایل گشته اند، که خوشا به حالشان و خوشا به سعادتشان که توانسته اند دین خود را اداء نمایند.

و شما ای خانواده ی شهدا، معلولین، مجروحین و اسرا بدانید؛ که آنقدر به خداوند نزدیک هستید که می توانید باعث شفاعت شوید و اجری بس بزرگ در نزد خداوند دارید. و انشاءالله، صابر باشید چرا که؛«إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»[۵]، خداوند با صابران است و صبر کنندگان را دوست دارد.

الهی، پروردگارم، معبودم، مولایم؛ گناهان جلوی پرده چشم فرا گرفته، طوری که حقیقت را درک نمی کنم و زبانم و قلمم از کار افتاده و از اختیارم رفته است و نمی توانم آنها را به کنترل خود در آورم. ای خدا؛ نیرویی به من عطا فرما، تا بتوانم شنتی در مقابل اینها ایجاد کنم.

ای مولایم؛ دستم را بگیر و به سوی خود بکشان و از منجلابی که ناشی از گناهانم است و در حال دست و پا زدن در آن می باشم، نجاتم بده.

ای پروردگارم؛ نظری لطف و از روی مرحمت بر این بنده ی ضعیف خود بنما و مرا دریاب.

ای خدا، معبودا؛ «الهی و ربی من لی غیرک»[۶]، « من به جز تو کسی را ندارم» و باعث قوت قلبم تویی.

الهی؛ در صراط مستقیم هدایتم کن. هدایتی که فقط رو به سوی تو دارد و می خواهد به تو وصل شود.

پروردگارم؛ اگر مرا به حال خودم واگذاری و در راهت مرا هدایت نکنی و دستم را نگیری، شیطان دست مرا می گیرد و به طرف خود می کشد.

خالقا؛ بدنم آنقدر ضعیف است که طاقت آتشی که با خشم تو افروخته شده ندارد. پس تو ای مولایم بر این بدنم رحم کن و مرا در آتش مسوزان.

ای خدا؛ به درگاه تو امیدوارم و تو را صدا می زنم. چرا که درگه تو، درگه نومیدی نیست. بنابراین: ای معبود؛ ما را برای یک مرتبه هم که شده، دریاب و گناهم را همچون فصل خزان، از درخت تنم جدا کن.

خداوندا؛ تو را به مقربان درگاهت، تو را به آن ناله های جگر گوشه های مادران و تو را به ناله های مادران در هنگام جدایی فرزندانشان قسمت می دهم که ذهن و فکر مرا به متعلقات دنیوی معطوف مدار و عقلم را عقلی سلیم و بی آلایش و دلم را منور به انوار خودت قرار ده. و دل مرا به ذکر خودت آشنا کن. چرا که:«أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب»[۷]، هان که دلها با یاد و نام او آرام و قرار گیرد.

«اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله و اشهد ان علی ولی الله»

ای خدا؛ شاهد و گواهی که تنها تو را پرستش می کنم و تنها شهادت به یگانگی تو می دهم و تنها تو را مولایم می دانم و محمد رسول الله(ص) را فرستاده و پیامبر آخرالزمان تو می دانم و علی ولی الله(ع) را امام و جلودار ائمه و جانشین به حق پیامبر(ص) می دانم.

«الهی رضی برضائک و تسلیم لامرک لا معبود سواک»[۸]:

ای خدا؛ تو می دانی که من برای اطاعت و رضایتت به دانشگاه جبهه آمدم و برای فرمان تو و تسلیم در مقابل فرامین تو و تحقق آرمانهای اصیل اسلامی [قدم نهادم] و از این نظر تو را شکر می کنم، که یک بار دیگر توفیق دادی که من قطره ای از دریا شوم و همچون قطره ای به سیل یاوران تو بپیوندم و برای یاری دین تو و فریاد حسین زمانمان خمینی بت شکن، آن حقیقتی که ما او را شناخته ایم! و برای شناخت او باید خیلی بیشتر از این تحقیق کرد و باید همگی خدای را شکر کنیم و از خدا بخواهیم که اماممان را تا ظهور مهدی موعود(عج) نگهدارد.

چند تذکر به برادران و خواهران گرامی:

۱- پدر بزرگوارم؛ امیدوارم که مرا ببخشید و من را بخاطر آن همه زحمات طاقت فرسایی که برای من انجام داده اید، حلال کنید.

پدرم؛ اگر من به فیض عظمای شهادت نایل گشتم و خدا این توفیق را نصیب بنده حقیرش کرد، در مرگم هیچ ناراحت نشوید و گریه نکنید، که شاید گریه شما باعث خوشحالی دشمنان اسلام و انقلاب شود و آنها را در کارشان مصمم تر گرداند و با گریه خود اجر مرا ضایع نگردانید، انشاءالله.

۲- مادرم؛ می دانم که زحمات تو چند برابر پدرم بوده. شاید هیچ مادری نباشد که فرزندی که به این سنین رسانیده، در مرگش ناراحت نباشد. اما باید استقامت کرد، باید اسلام را یاری کرد و اسلام و در چنین مواقعی احتیاج به خون دارد. امیدوارم که شیرتان حلالم کنید و زحمات بس بزرگ را به خاطر خدا ببخشید و انشاءالله، خداوند به شما اجری پایان ناپذیر عطا فرماید.

مادرم؛ در مرگم اصلاً راضی نیستم که داد و فریاد بزنید و دشمنان اسلام و مسلمین را خندان کنید. بلکه، باید برای شهادت سرور شهیدان حسین بن علی(ع) گریه کنید که برای آن حضرت لایق ناراحتی دارد و باید در عزای سرور شهیدان(ع) و اسیری زینب(س)، ناراحت بود نه من!

۳- امیدوارم که خواهران و برادرانم مرا ببخشند و اگر از ناحیه من خطایی سرزده، به خاطر رضای پروردگار حلالم کنید. از برادر بزرگم می خواهم که در صبر و پایداری برای خانواده مان قوت قلبی باشد. چرا که شما خود این راه و رسم شهادت را دیده اید و از این بابت آنها را دلگرم کنید، انشاءالله. از خواهرانم می خواهم که حجاب اسلامی را حفظ کنند و عفت و حیای خود قرار دهند و در جلو دیگران گریه نکنند.

۴- برادران و خواهران؛ بدانید که هر یک در فردای قیامت باید جوابگوی تمام حرکات و سکناتمان باشیم و در آن روز خدا از تمام کارها، هر چند به اندازه ی دانه خردلی باشد، از ما باز خواست می کند. پس از این نظر مواظب زبانتان باشید و همچنین قلم تان که در راه غیر خدا نرود و حرفی غیر از حرف حق به زبان نیاوریم. چرا که در شهر ما رکودی به جامعه حاکم است و ممکن است از حرف های ساختگی پیروی کرده و از این بابت دچار گناه و معصیتی شوند. همواره دنباله رو امام باشیم، این رهبری که ما را از راه ضلال به هدایت صراط مستقیم کشانید.

۵- دانش پژوهان و دانش آموزان عزیز؛ باید همین طور که با درسشان، که در سنگر مقدس مدارس می خوانند، در بعد معنوی نیز باید کار کنند و در مدارس جلو افراد سودجو بگیرند. چون افرادی هنوز بعد از چند سال[که از] انقلاب [می گذرد] وجود دارند، که بویی از انقلاب نبرده اند و هنوز در خواب ناشی از غفلت به سر می برند. باید این افراد را ارشاد کرد و همین طور مواظب چشم های خود باشید، تا خدای ناکرده به راه ضلالت و گمراهی نروند و در انجمن های اسلامی مدارس شرکت فعال داشته باشید، چرا که در همین انجمن ها است که افراد ساخته می شوند.

۶- از معلمان و دبیران زحمتکشی که واقعاً مردانگی به خرج می دهند و وقت عزیزشان را صرف تعلیم فرزندان این مرز و بوم می کنند، باید ممنون و متشکر بود. و به دانش آموزان توصیه می کنم که در همه ابعاد از معلمان گرامی سپاسگزار باشند و خدای ناکرده اسباب زحمت برای آنان فراهم نیاورند. چرا که این قشر از جامعه نقش مثبتی در جهت ساختن و عرضه نیروها به اجتماع دارند و خداوند به آنها اجر جزیل عنایت کند.

و با این سخن وصیت نامه خود را در شب ۲/۱۲/۶۵ در نمازخانه گردان مقدس کمیل نوشتم، به امید این که انشاءالله خداوند ما را به آرزوی دیرینه مان برساند.

هر کسی از برادران از من طلب یا حسابی دارد، می تواند به برادرم مراجعه کند.

 

والسلام

 

 

[۱]. آل عمران، آیه۱۶۹.

[۲]

[۳]

[۴]

[۵] . بقره، آیه۱۵۳.

[۶]. فرازی از دعای کمیل.

[۷] . رعد، آیه۲۸:(الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)؛ همان کسانى که ایمان آورده‏اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد.

[۸]

متن زندگی نامه و خاطرات این شهید در اختیار سامانه قرار ندارد؛ در صورت اطلاع لطفا با ما در ارتباط باشید.

    درصورت هرگونه سوال و راهنمایی با شماره زیر تماس حاصل فرمائید
    09171301748

    Leave a Reply

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *