شهید علی محمد رحیمی

شهید علی محمد رحیمی
تاریخ تولد: 1337/11/10
تاریخ شهادت: 1364/11/27
محل شهادت: فاو - ام القصر

SKU: 1321 Category:
 نوع ایثار: شهید 
 نام: علی محمدنام خانوادگی: رحیمی
 نام پدر: محمدنام مادر: –
 تاریخ تولد:۱۳۳۷/۱۱/۱۰تاریخ شهادت: ۱۳۶۴/۱۱/۲۷
 وضعیت تاهل: متاهلدین و مذهب: اسلام-شیعه
 نحوه شهادت: جراحات وارده – مفقودعملیات: –
 محل شهادت:فاو – ام القصرمحل تولد: فارس-داراب
 محل دفن: گلزار شهدا دارابمسئولیت در جبهه:رزمنده (فرمانده گروهان شناسایی)
 تحصیلات: ابتداییرده اعزام کننده: سپاه

وصیتنامه شهید والامقام علی محمد رحیمی

بسم الله الرحمن الرحیم

«فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُواْ لِی وَلاَ تَکْفُرُونِ. یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَهِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ. وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاء وَلَکِن لاَّ تَشْعُرُونَ»[۱]

«پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و سپس شکر نعمت من بجای آرید و کفران نعمت نکنید. ای اهل ایمان در پیشرفت کار خود صبر و مقاومت پیشه کنید و به ذکر خدا و نماز توسل جویید که خدا یاور صابران است و آنکس را که در راه خدا کشته شد، مرده نپندارید، بلکه او زنده، و لیکن شما این حقیقت را در نخواهید یافت.»

اینجانب علی محمد رحیمی، وصیت خود را از این جا شروع می کنم:

به نام الله، پاسدار حرمت خون شهیدان و به یاد شهیدان به خون خفته کشورمان که با مرگ با عزت خود توانستند، [نهال]این انقلاب اسلامی را آبیاری کنند و یاور رهبر کبیرمان، امام خمینی باشند و سلام به رزمندگان اسلام که توانستند اسلحه برادران شهید را بردارند و سنگرهای خالی آنان را پر کردند و سلام به خانواده هایی که با صبرشان، به امت حزب الله روحیه دادند و سلام بر این امت حزب الله و همیشه در صحنه که از جان و مال خود دریغ نکردند و از کمکهای خود در پشت جبهه کوتاهی نکردند.

من پاسدار روح الله، علی محمد رحیمی تصمیم خود را گرفته ام و هدفم را شناخته ام و برای نبرد با کافران بعثی آماده ام و می خواهم بروم به سوی هدفم«الله» و اگر شهید شوم یا مفقود شوم، در این راه خونین که ادامه دهنده راه کربلاست، خوشحالم که برای رضای خدا کشته یا مفقود شده ام. و این را می دانم که در جبهه حق هستم و مطمئن هستم و این خیلی سخت است، یعنی کسی حقی را نشناسد و از حال خود بگذرد! و من که مسلمان بودم و وظیفه شرعی خود را دانستم که در این جهاد شرکت کنم، چون با کفر در جنگ هستیم برای چه بنشینیم، تا کی غفلت! لحظه ای تفکر کنیم، اندیشه هایمان را بگسترانیم، فکر کنیم، غرور را از خود دور کنیم و دست از دنیا و مادیات آن برداریم.

زیرا این دنیا خیلی هم ممکن است دوست ما داشته باشد، آخر چه باید کرد؟ کجا برویم و به چه کسی پناه جوییم و چه بگوییم؟! این چند سالی که زنده بوده ایم، چه کرده ایم؟ آیا توشه ای را برای خود برداشته ایم و یا با کوله باری خالی و پر از گناه و در آن حال روزی که از ما سوال می شود، جواب چه بدهیم؟!

باری، ای امت حزب الله؛ حال که زمینه فراهم شده و یوم الله، که در هزار و چهار صد سال قبل از این امام حسین(ع)، این سرور شهیدان، آن کسی که به ما آموخت که عزت را انتخاب کنیم و زیر بار ظلم نرویم و آن روز در میدان شهادت ندای«هل من ناصر ینصرنی» را سر داد.

این که ما می گویم: حسین جان! چون ما در آن روز نبوده ایم که یاریت کنیم، این که به ندای امام خمینی لبیک گفته و در این فضای گرم و خونین کربلای ایران مشت مردانگی گره کرده و به ندای غریبی و تنهاییت لبیک می گوییم. ای حسین جان! لبیک و ای رهبر کبیر و ای اسلام، لبیک.

این روش یک مسلمان واقعی است که این گونه، روش حسین(ع) است و پرچم حسین(ع) را یاور گشته ایم و غیر از این اگر باشد، یزیدی هستیم. و امید است و اطمینان دارم، شما اقوام و خویشان و دوستان مسیر مرا طی نمایید و پشتیبان انقلاب و رهبر و هر کسی که پیرو خط اوست باشید.

علی محمد رحیمی-  ۱۷/۱۱/۱۳۶۴

وصیت و سفارش به پدر و مادرم، خواهرانم و برادرانم و همسرم و اقوام و خویشان:

برادران و خواهران گرامی، پدر عزیزم؛ دست زحمت کشیده شما را از راه دور می بوسم.                پدرجان؛ بنده حقیر را حلال کن، چون زحمات زیادی برایم کشیده ای و مرا به راه راست تربیت کرده ای، حق پدر برگردن من داری.

مادر مهربانم؛ من به تو زیاد زحمت دادم، امیدوارم که مرا حلال کنی. مادرم از بچگی تا جوانی همیشه برایت مزاحمت ایجاد کردم، هم خود و هم از بچه هایم. امید است خداوند به شما خیر بدهد، که حق مادری بر من داری.

همسر مهربانم؛ مرا حلال کن، چون همیشه از وقتی که با هم زندگی شروع کردیم، بنده آدم خوبی نبودم و تو حق همسری بر من داری. همسرم؛ سفارش من به تو این است که فرزندانم را به نحو احسن تربیت کن و آنها را با سواد کن که راه مرا ادامه دهند.

خواهرم؛ من شرمنده احسان و دلسوزی شما هستم. ولی اگر شهید یا مفقود شدم، برای من گریه نکن. به یاد مظلومیت و غریبی حسین زهرا(س) گریه کن و شما نیز حق خواهری بر من دارید.

برادرانم؛ شما باید اسلحه من را زمین نگذارید، امام عزیز را تنها نگذارید، جبهه را فراموش نکنید و شما حق برادری بر من دارید و مرا حلال کنید.

من به شما اقوام و خویشان و دوستان وصیت می کنم که بخاطر من گریه نکنید و به جای گریه کردن، ندای امام را لبیک گویید و سنگرهای خالی شهدا را پر کنید و نگذارید دشمن به شما خیانت کند و دشمن را نابود سازد.

وصیت آخر من به برادران و خواهران این است که برادران عزیز، طرفدار روحانیت در خط امام باشید تا دشمنان نتوانند انقلاب را از خط اصلی منحرف سازند. تقوای خدا را فراموش نکنید و متکی به خدا باشید و متحد باشید و گرنه دشمنان بین شما تفرقه می اندازند. صفوف نماز جمعه و جماعات را فشرده تر کنید، تا دشمنان اسلام نا امید شوند.

ای برادران و خواهران، آنهایی که می توانند به جبهه بروند و آنها که نمی توانند، بروند در پشت جبهه به رزمندگان کمک کنند، که خدا مژده پیروزی به مسلمین داده است.

«إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ»[۲] «یاری کنید خداوند، تا شما را یاری کند.»

من الله التوفیق- به امید پیروزی حق بر باطل

برادر پاسدار، علی محمد رحیمی

[۱]. بقره، آیه های۱۵۲- ۱۵۴.

[۲]. سوره محمد(ص)، آیه۷.

متن زندگی نامه و خاطرات این شهید در اختیار سامانه قرار ندارد؛ در صورت اطلاع لطفا با ما در ارتباط باشید.

    درصورت هرگونه سوال و راهنمایی با شماره زیر تماس حاصل فرمائید
    09171301748

    Leave a Reply

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *