
شهید داراب زارع
تاریخ تولد: 1346/05/20
تاریخ شهادت: 1362/01/23
محل شهادت: پاسگاه شرهانی
| نوع ایثار: شهید | |
| نام: داراب | نام خانوادگی: زارع |
| نام پدر: محمد | نام مادر: – |
| تاریخ تولد:۱۳۴۶/۰۵/۲۰ | تاریخ شهادت: ۱۳۶۲/۰۱/۲۳ |
| وضعیت تاهل: مجرد | دین و مذهب: اسلام-شیعه |
| نحوه شهادت: اصابت ترکش به صورت | عملیات: – |
| محل شهادت:پاسگاه شرهانی | محل تولد: فارس-داراب |
| محل دفن: گلزار شهدا داراب | مسئولیت در جبهه:رزمنده |
| تحصیلات: ابتدایی | رده اعزام کننده: بسیج |
وصیتنامه شهید والامقام داراب زارع
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیت نامه داراب زارع، فرزند محمد زارع، شهرستان داراب، روستای جوزجان
پروردگارا؛ اینک برای رضای تو و برای خشنودی تو و به امر ولی بر حق تو که نایب امام زمان(عج) نیز می باشد، قدم به صحنه جهاد بر علیه کفر می گذارم. بدان امید که یا مرا به فیض شهادت برسانی تا کفاره ای باشد برای محو گناهان و ادای دینی در قبال جمهوری اسلامی و یا مرا بیامرزی و توبه ام را بپذیری، که در هر حال به تو نیازمندم.
خداوندا؛ به محمد(ص) و به خمینی سوگند که گرانبها تر از خونم متاعی ندارم که بدهم و اینک این خون من و این هم جان بی مقدار من تقدیم به تو و هدیه به روح تو خمینی کبیر.
پدر و مادر عزیزم؛ مرا ببخشید و از من راضی باشید، تا خدا هم از من خشنود گردد و مرا بیامرزد.
پدر و مادر عزیزم؛ امیدوارم بتوانم با تقدیم خون ناچیز و جسم ضعیف خود به اسلام و امام عزیزمان رضایت خدا و شما را فراهم کنم. صبور باشید و افتخار کنید که فرزندتان را فدای اسلام و خاک پای امام کرده اید.
برادری که وصیت نامه مرا می خوانی، بدان که از کودکی آرزوی بسیار داشته ام، اما آنچه از همه بهتر بود و پیوسته در درون وجودم می خروشید، رسیدن به لقاءالله بوده و هست. خوب، چگونه باید زمینه ای برای عاشقان فراهم شود. این جنگ تحمیلی دریچه ای بود که شیفتگان«الله» بایستی از آن عبور کنند و به تنها آرزویشان که رسیدن به معشوقشان خداست، برسند و به لقاءالله بپیوندند و من نیز در خیل این عاشقان پاک باخته راه «الله» جان برگرفته ام، شاید سعادت نصیب گنهکاری چون من شود.
آنگاه است که وصیت من به برادران این است که تمام سعی و کوشش خود را در تداوم انقلاب اسلامیمان که میراث خون هزاران شهید است، به کار بندید و پشت سر رهبر کبیرمان که از خاندان پاک حسین(ع) و فاطمه(س) است، بکوشید و ابرقدرتها را به خاک سیاه بنشانید.
و دوستان و خویشان! امروز زمان امتحان است. دو جبهه وجود دارد، حسینی و یزیدی. از فرصت استفاده کنید و به جبهه حسینی بپیوندید. قدر اسلام را بدانید، چون اگر ندانید بر اثر کفران نعمت دچار بلاهای عظیمی خواهید شد.
ای امت اسلام، ای ملت ایران! هرگز فریب منافقان و روشنفکران غرب زده و شرق زده را نخورید و روحانیت مبارز را حامی باشید.
و در آخر از پدر و مادر مهربانم می خواهم که اگر خداوند این فیض شهادت را نصیب من کرد، گریه و زاری نکنند و برایم لباس سیاه نپوشند، تا این منافقین کوردل بدانند که من با رضایت شما و خودم به جبهه رفتم و با خون خودم این درخت تشنه اسلام را آبیاری کردم.
در پایان از ملت شهید پرور می خواهم که این پیر جماران، این تنها امیدمان را یاری کنند و او را دعا کنند.
داراب زارع- ۱۳۶۲/۱/۷
وصیتنامه شهید والامقام داراب زارع
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیت نامه داراب زارع، فرزند محمد زارع، شهرستان داراب، روستای جوزجان
پروردگارا؛ اینک برای رضای تو و برای خشنودی تو و به امر ولی بر حق تو که نایب امام زمان(عج) نیز می باشد، قدم به صحنه جهاد بر علیه کفر می گذارم. بدان امید که یا مرا به فیض شهادت برسانی تا کفاره ای باشد برای محو گناهان و ادای دینی در قبال جمهوری اسلامی و یا مرا بیامرزی و توبه ام را بپذیری، که در هر حال به تو نیازمندم.
خداوندا؛ به محمد(ص) و به خمینی سوگند که گرانبها تر از خونم متاعی ندارم که بدهم و اینک این خون من و این هم جان بی مقدار من تقدیم به تو و هدیه به روح تو خمینی کبیر.
پدر و مادر عزیزم؛ مرا ببخشید و از من راضی باشید، تا خدا هم از من خشنود گردد و مرا بیامرزد.
پدر و مادر عزیزم؛ امیدوارم بتوانم با تقدیم خون ناچیز و جسم ضعیف خود به اسلام و امام عزیزمان رضایت خدا و شما را فراهم کنم. صبور باشید و افتخار کنید که فرزندتان را فدای اسلام و خاک پای امام کرده اید.
برادری که وصیت نامه مرا می خوانی، بدان که از کودکی آرزوی بسیار داشته ام، اما آنچه از همه بهتر بود و پیوسته در درون وجودم می خروشید، رسیدن به لقاءالله بوده و هست. خوب، چگونه باید زمینه ای برای عاشقان فراهم شود. این جنگ تحمیلی دریچه ای بود که شیفتگان«الله» بایستی از آن عبور کنند و به تنها آرزویشان که رسیدن به معشوقشان خداست، برسند و به لقاءالله بپیوندند و من نیز در خیل این عاشقان پاک باخته راه «الله» جان برگرفته ام، شاید سعادت نصیب گنهکاری چون من شود.
آنگاه است که وصیت من به برادران این است که تمام سعی و کوشش خود را در تداوم انقلاب اسلامیمان که میراث خون هزاران شهید است، به کار بندید و پشت سر رهبر کبیرمان که از خاندان پاک حسین(ع) و فاطمه(س) است، بکوشید و ابرقدرتها را به خاک سیاه بنشانید.
و دوستان و خویشان! امروز زمان امتحان است. دو جبهه وجود دارد، حسینی و یزیدی. از فرصت استفاده کنید و به جبهه حسینی بپیوندید. قدر اسلام را بدانید، چون اگر ندانید بر اثر کفران نعمت دچار بلاهای عظیمی خواهید شد.
ای امت اسلام، ای ملت ایران! هرگز فریب منافقان و روشنفکران غرب زده و شرق زده را نخورید و روحانیت مبارز را حامی باشید.
و در آخر از پدر و مادر مهربانم می خواهم که اگر خداوند این فیض شهادت را نصیب من کرد، گریه و زاری نکنند و برایم لباس سیاه نپوشند، تا این منافقین کوردل بدانند که من با رضایت شما و خودم به جبهه رفتم و با خون خودم این درخت تشنه اسلام را آبیاری کردم.
در پایان از ملت شهید پرور می خواهم که این پیر جماران، این تنها امیدمان را یاری کنند و او را دعا کنند.
داراب زارع- ۷/۱/۱۳۶۲
متن زندگی نامه و خاطرات این شهید در اختیار سامانه قرار ندارد؛ در صورت اطلاع لطفا با ما در ارتباط باشید.