
| نوع ایثار: شهید | |
| نام: حسن | نام خانوادگی: نجات |
| نام پدر: سبزعلی | نام مادر: – |
| تاریخ تولد:۱۳۴۱/۰۸/۲۰ | تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۰۴/۲۶ |
| وضعیت تاهل: مجرد | دین و مذهب: اسلام-شیعه |
| نحوه شهادت: – | عملیات: – |
| محل شهادت:آبادان | محل تولد: فارس-داراب |
| محل دفن: بخش مرکزی | مسئولیت در جبهه:- |
| تحصیلات: سیکل – راهنمایی | رده اعزام کننده: سرباز وظیفه |
متن وصیت نامه این شهید در اختیار سامانه قرار ندارد؛ در صورت اطلاع لطفا با ما در ارتباط باشید.
خاطرات
حسن نجات
آنچه در زیر می خوانید خاطرات مادر و برادر شهید حسن نجات است از شهید گرانقدر شان.
حسن پسر دوم خانواده ما بود از وقتی که او متولد شد زندگی ما نیز از نظر وضعیت اقتصادی سر و سامان بهتری پیدا کرد از همان کودکی برایمان عزیز بود ایرادی از ما نمی گرفت هر چه به او می دادیم یا میپوشاندیم اصلا ایراد نمی گرفت وقتی که مدرسه می رفت درسش را خوب می خواند و در برگشت اولین کارش این بود که بیاید مرا ببیند و سلام کند و اگر درسی از او پرسیده شده بود تا نمره ای گرفته بود به من می گفت و من خوشحال بودم که خداوند چنین فرزندی به من عطا کرده است به خاطر ضعف مالی ما ترک تحصیل کرد و دیگر ادامه نداد و به خدمت مقدس سربازی رفت وقتی می خواست به خدمت اعزام شود من مثل هر مادری از این که داشت از من جدا میشد گریه کردم اون هم ناراحت شد و کمی گریه کرد اما آمد و مرا دلداری داد و گفت مادر دلت مثل شیر باشد ببین این همه جوان که میبینی نیز میخواهند به خدمت سربازی بروند همه برای خانواده شان عزیز هستند خیلی نگران نباش مضطرب نباش حسن چند بار به مرخصی آمد هر وقت که هم می آمد از من طلب پولی نمی کرد و من مقداری شیرینی یا هر چه که لازم داشت برایش تهیه می کردم و او را راهی می کردم هنوز گرمی لباسش را در بوسیدن پیشانی ام هنگام خداحافظی آخر احساس می کنم حسن اهل نماز و عبادت بود و صلح ارحام میکرد در سفر آخری که آمده بود به مرخصی به من گفت دلم می خواهد در این بار خواهران برادرانم را دعوت کنی یک شب همه با هم باشیم و من آنها را سیر ببینم انگار می خواست به ما بفهماند که سفر آخر اوست هیچگاه نمی گفت مادرم جایم خیلی سخت است و من ناراحت هستم برای این که ما ناراحت نشویم میگفت نگران من نباشید او احترام گذار و خدای ادب بود برای فامیل هنوز که هنوز است گرمی وجودش را احساس میکنیم و او را از یاد نبرده ایم خدایش رحمت کند.
راوی:مادر و برادر شهید