شهید حسین خواهش

شهید حسین خواهش
تاریخ تولد: 1343/07/15
تاریخ شهادت: 1364/01/18
محل شهادت: دارخوین

SKU: 1144 Category:
 نوع ایثار: شهید 
 نام: حسیننام خانوادگی: خواهش
 نام پدر: اسدنام مادر: –
 تاریخ تولد:۱۳۴۳/۰۷/۱۵تاریخ شهادت: ۱۳۶۴/۰۱/۱۸
 وضعیت تاهل: مجرددین و مذهب: اسلام-شیعه
 نحوه شهادت: براثر تصادف در جنگعملیات: –
 محل شهادت:دارخوینمحل تولد: فارس-داراب
 محل دفن: گلزار شهدا روستای لایزنگانمسئولیت در جبهه:رزمنده
 تحصیلات: ابتداییرده اعزام کننده: ارتش

وصیتنامه شهید والامقام حسین خواهش

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی، این بت شکن زمان و سلام به شهیدان راه حق و حقیقت.

من سرباز وظیفه، حسین خواهش، فرزند: اسد، متولد:۱۳۴۲، توفیق پیدا کردم که در سال ۱۳۶۲ به خدمت زیر پرچم که در حقیقت خدمتی است برای اسلام، خودم را معرفی کنم. تا هر چه زودتر آموزش نظامی را فرا گرفته و به جبهه حق علیه باطل بروم و بتوانم در زمان حکومت اسلامی، که سالهای سال آرزوی آن را می کشیدم، خدمتی کرده باشم و توانسته باشم خون این همه شهیدان، را تا مرحله شهادت ادامه دهم.

پیش از همه چیز، با برادران و مادر مهربانم چند کلمه صحبت دارم: صحبت من این است که ناراحت من نباشید، من در نزد شما امانتی بیش نبودم و بایست دیر یا زود آن امانت را به صاحب اصلی بدهید. پس حال که باید رفت، چه بهتر که این ناقابل را در راه خداوند و فدای اسلام کنم. و بدانید که شما این رسالت را به نحو احسن انجام داده اید و به همین خاطر از شما می خواهم که برای من اشک ریختن جایز نیست، برای حسین بن علی(ع)  اشک بریزید که این راه را به همه ما آموخت.

به کلیه برادران خود توصیه می کنم که همه چیز خود را در اختیار انقلاب بگذارید، تا این انقلاب، که در حقیقت انقلابی جهانی- اسلامی به رهبری امام خمینی است، هر چه زودتر بتواند این جنایتکاران تاریخ که می خواهند این انقلاب را به زانو در آورند، تا مرحله شهادت، پشت سر امام برویم، حتی جان خود را فدای اسلام و امام کنیم.

و به شما می گویم که پیام خونم را دریابید و مسئولیت خود را در قبال آن  انجام دهید. پیام خونم، حجله بستن نیست، گریه و زاری نیست، اجرای مراسم نیست! بلکه، پیام خونم اطاعت از امام امت و این پیر جماران است.

چند کلمه با برادرانم صحبت دارم، که مقداری پول نزد شما دارم، از شما می خواهم که تا مادرم در حیات است، شما از همان پول خرج ایشان را بکشید و خانه بنده، که از طرف پدرم به بنده رسیده است، برای برادرم… باشد. در انتهای این وصیت نامه چند دعا به امید استجابت می کنم:

خدایا؛ طول عمر امام ما را تا انقلاب حضرت مهدی(عج) و برای خدمت به آن حضرت زیاد بگردان.

خدایا؛ اسلام را بر جهان حاکم بگردان.

خداوندا؛ در قیامت با رحمت خود با ما برخورد کن، نه با عدالت خود، که تحمل عدالت تو را نداریم.

و از تمام دوستان و رفقا و آشنایان که از دست بنده ناراحتی دیده اند، می خواهم که مرا حلال کنند، تا در قیامت موجب عذاب بنده نشود.

و در پایان سلامتی و طول عمر تمام کسانی که برای اسلام و کشور جمهوری اسلامی خدمت می کنند، از خداوند بزرگ مسئلت دارم.

به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی به سرکردگی آمریکای جنایتکار.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

حسین خواهش

زندگینامه شهید حسین خواهش

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند         روبه صفات دیو خو را نکشند

گر عاشق صادقی ز مردن مهراس      مردار بود هر آنکه او را نکشند.

شهید حسین خواهش در خانواده ای مذهبی در روستای لایزنگان در سال ۱۳۴۳ پا به عرصه حیات گذاشت خانواده گرامیش از آنجائیکه علاقه وافری به ابا عبدالله داشتند نام ایشان را حسین گذاشتند شهید در کانون پر مهر و محبت خانواده زیر نظر پدر و ماردش پرورش یافت او علاقه خاصی به اموختن علم و دانش داشت از کودکی با کتابها بازی می کرد کودکی گشاده رو و سخت کوش بود ولی از آنجائیکه باید بعنوان یکی از افراد خانواده بسهم خود مشکلات را بر دوش گیرد نتوانست به مدرسه برود شهید مراحل کودکی و نوجوانی ر در خدمت والدینش در خانواده در روستای لایزنگان گذراند همیشه پدر و مادر را در مشکلات یاری می داد پس از گذراندن این مراحل برای اینکه بار بیشتری از دوش خانوادهبر دارد بری تامین هزینه زندگی عازم شهرستان لار شد ودر آنجا شغل بنائی را پیشه خود ساخت.

فعالانه در تظاهرات انقلابی شرکت می کرد و علاقه خاص نسبت به امام و اسلام داشت پس از مراجعت از لار که بمدت ۳ سال از آن گذشته بود در شهرستان داراب پیشه خود را دنبال کرد واز دسترنج خود کمک و مساعدت به خانواده دریغ نداشت نسبت به عزاداری مخصوصا مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین علاقه وافری داشت همیشه یار و یاور مظلومان ودشمن مستکبران بود کارهایش برای رضای حقتعالی بود به امور خیریه علاقه نشان میداد تا آنجائیکه بطور رایگان مسجد لایزنگان را سفید کاری کرد ولی این مسائل روح بزرگ او را راضی نمی کرد و در همین هنگام بود که لازم دید به کمک رزمندگان اسلام بشتابد و چون جبهه ها را نیازمند میدید مشتاقانه ندای امام را لبیک گفت و با عزمی راسخ و اراده ای استوار و با شناختی عارفانه و با هدفی معین در مورخه ۱۳۶۲/۰۴/۰۱جهت فراگیری فنون نظامی به پادگان اموزشی شهید دعائی اعزام و پس از اتمام دوره آموزشی بسوی دیار عاشقان شتافت که پس از مدت ۵۰روز نبرد بی امان بر اثر موخوردگی مدتی در بیمارستان بستری شد و پس از مراجعت از بیمارستان به خانواده برگشت ودر همین روزها بود که جهت خدمت نظام وظیفه معرفی گردید و هنوز از ناحیه کمر بر اثر موج خوردگی ناراحت بود ولی روح بلند و عالی او بالاتر از این بود که بتواند ناراحتی جسمی در اراده آهنین او خللی وارد آورد و همین بود که در همانروزها به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و همانطور که در وصیت نامه اش نگاشته بود راه خویش را انتخاب کرده بود و همیشه به لقاء پروردگارش می اندیشید از آنجائیکه شهید حسین از استعداد فوق العاده ای برخوردار بود علیرغم رفتن بمدرسه در دوران سربازی سواد خواندن و نوشتن را فرا گرفت همیشه بقول یکی از برادران در آخرین سفری که به مرخصی آمده بود با زبان خویش این مسئله را شکار کرده بود که من ایندفعه خواهد رفت و از چهره اش هم هویدا بود روح او در قالب جسمانی اش نمی گنجید و سرانجام پس از رشادتها و فداکاریهایش در عملیات پیروزمندان بدر در باتلاقهای هویزه شهادت را در آغوش کشید و مدعان این حقیقت گردید آری شهید حسین خواش با عشق و علاقه خاصی که به اسلام داشت سرانجام تنها سرمایه اش که جانش بود نثار آن کرد و اینک بر داشت که اسلحه افتاده این شهیدان عزیز را بر دوش گرفته و از اسلام عزیز دفاع نمائیم.

 

    درصورت هرگونه سوال و راهنمایی با شماره زیر تماس حاصل فرمائید
    09171301748

    Leave a Reply

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *